محمد غفورى

34

نقش شيعه در تاريخ نگارى اسلامى ( فارسى )

بوده است . در اين راستا و به موازات جدل‌ها و مناظره‌ها ، صدها بلكه هزاران نوشته براى رد ديدگاه‌هاى علمى ، باورهاى دينى و عقايد مذهبى پديد آمده است . رديه‌نويسى گاه واكنش‌هايى مانند خود به دنبال داشت و به مناظره‌اى كتبى ميان دو يا چند نفر يا پيروان عقايد و فرق بدل مىشد . رديه‌نويسى نيز بسان مناظره ، در اسلام سابقه‌اى طولانى دارد ، ولى دقيقاً روشن نيست كه از چه زمانى شروع شد و آغازگران آن چه كسانى بودند . اما شكى نيست از حدود سده دوم هجرى كه علم و دانش ميان مسلمانان رواج يافت و بنيادهاى فرق و مذاهب شكل گرفت ، طرفداران هر مسلكى براى دفاع از هويت عقيدتى خود و ابطال باورهاى ديگران كتاب‌ها نوشتند كه در عنوان بيشتر آنها واژگانى مانند : « الرد على » ، « فى رد » ، « ابطال » ، « نقض » ، « نفى » ، « قمع » ، « ازالة » ، « ازاقة » ، « ازهاق » و « ارغام » وجود داشته است و در منابع كتاب‌شناسى ، شناسايى مىشوند و بيشتر در باب مباحث فقهى و كلامى نوشته شده‌اند . از بررسى نام اين‌گونه آثار به دست مىآيد ، « قدريه » نخستين گروهىاند كه مسلمانان آنها را نقد علمى كرده‌اند « 1 » ، و به مرور همه فرق به نقد كشيده شدند و حتى گاه فرقه‌هايى كه قرابت مبنايى با هم دارند ، يا افرادى درون يك فرقه عليه يكديگر كتاب نوشته‌اند .

--> ( 1 ) . مقابله با قدريه ، سخت و شديد بوده ، تا جايى كه گزارش شده است ، برخى صحابه به فرزندانشان وصيت مىكردند به قايلين به قدر سلام نكنند ، بر جنازه آنان نماز نخوانند و از مريض‌هاى آنان عيادت نكنند . الفرق بين الفرق ، عبدالقاهر بغدادى ، ص 15 . به گفته سيوطى ، عقيده به قدر ، بلايى بود كه بر اهل بصره سيطره يافته بود . طبقات المفسرين ، ص 72 .